dar_arezooye_to

لحظات سخت

بله تازه فهمیدیم که آقامونم مشکل داره اسپرمش هم کمه و هم غیر نرمالش زیاد. واقعا تعجب کردم دیگه انتظار این یکی رو نداشتم. رفت دکتر دارو نوشت .الانم استفاده میکنه.اما تو تعدادش فرقی نکرد.فقط آنرمالش کمتر شد.اون دکتر آقا (امیری) منو به یه دکتر دیگه معرفی کرد رفتم پیشش خانم خیلی خوبی بود. خیلی مهربون و آرام نظرش این بود که چند ماهی دارو درمانی کنم و فعلا عمل لازم نیست . واقعا یه فرشته بود.ماه قبل که رفتم بهم کلومیفن و آمپول اچ سی جی داد. ولی گفت نتایج آزمایش شوهرتم زیاد خوب نیست.بهم گفت عملو بیخیال شیم و اگه این ماهم باردار نشم برم سراغ روشهای پیشرفته. الان روز 30 ام  هستم لکه بینی داشتم دیروز .واقعا دیگه نا امید شدم گاهی با خودم میگم نکنه ...
30 آبان 1394

ماجراهای ادامه دار

ماجرا از همینجا شروع شد. رفتم پیش یه دکتر خوب مرد تو تبریز تا آزمایشات قبل از بارداری رو انجام بدم.وقت معاینم میکرد خیلی دردم گرفت یهو گفت تو یه پرده طولی تو واژنت داری انگار که واژنت دوتاست و احتمال حاملگیت 50 % . انگار آب داغ ریختن رو سرم فقط خدا میدونه چی کشیدم.به زور خودمو نگه داشتم.بهم گفت برو اگه تا یکسال باردار نشدی دوباره بیا.باید با عمل برشداریم.کلی آزمایش و سونو هم نوشت که خوشبختانه اونجا مشکلی نبود.البته من گهگاهی کیست هم داشتم از 15 سالگیم.  تو این مدت هم از استرس همش کیست ایجاد میشد چندتا دکتر دیگه هم رفتم. هر ماه با تاخیر پریودم امیدوار میشدم ولی بعد میدیدم اشتباه کردم چیزی که بیشتر زجرم میداد بیخیالی شوهرم بود.شهریور ا...
30 آبان 1394

درباره من

من درپاییز سال 1389 در حالی که 22 سال داشتم با شوهرم که 29 سال داشت ازدواج کردم . (با هزار امید و آرزو) اون زمان به هیچی فکر نمی کردم جز اتفاق جدیدی که تو زندگیم افتاده بود شاد بودم چون شوهرم مرد زندگی بود سرش تو زندگیه خودش و فرد صادق و پاکی بود. ما 10 ماه نامزد موندیم و بعدش عروسی گرفتیم و زندگیمون رو آغاز کردیم. راستش اول زندگی یکم سخت بود چون اخلاق همو نمیشناختیم و تفاوت هایی داشتیم از همون اول یه مقدار مشکلات اومد سراغمون شوهرم کارش رو عوض کرد و یه روز بهم گفت دیگه نمیرم سرکار و میخوام یه جایه دیگه کار کنم.خلاصه تا کار بعدی چند ماهی بیکار بود و من اینو به جز پدر مادرم به کسی نگفتم.اصلا فکرشم نمیکردم زندگیم اینطور شروع بشه.خلاصه کار دومش...
30 آبان 1394
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به dar_arezooye_to می باشد